محمد تقي جعفري
375
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى
توضيحى در بارهء علم خداوندى كه با كلمهء ماضى يا مستقبل ذكر شده است در چند مورد از قرآن مجيد مادهء علم الهى در كلمهء ماضى تحققى آمده است « عَلِمَ الله أَنَّكُمْ سَتَذْكُرُونَهُنَّ 2 : 235 » ( 1 ) ( خداوند دانست كه شما آنها را به ياد خواهيد آورد ) « عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوه فَتابَ عَلَيْكُمْ 73 : 20 » ( 2 ) ( خداوند دانست كه شما نخواهيد توانست آنها را بشماريد ، باز گشت شما را پذيرفت ) . مسلماً مقصود از فعل ماضى علم ، آن نيست كه خداوند در گذشته موضوعات مزبور را دانست وفعلا نمىداند . همچنين آياتى كه مادهء علم الهى را با فعل مستقبل بيان كرده است . « ومِنْ أَهْلِ اَلْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى اَلنِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ 9 : 101 » ( 3 ) [ كسانى از اهل مدينه به نفاق برگشتند ، تو آنها را نمىدانى نخواهى دانست ) ما آنها را مىدانيم ( لغوى خواهيم دانست ] ) در صورتى كه مقصود دانستن تحقق يافته ايست ، يعنى دانستهايم واكنون هم مىدانيم و براى آينده هم در علم ما ثبت شده است . بنا بر اين مقصود از آياتى كه ظاهرش اتصاف خداوندى به علم پس از بروز حادثه است ، اگر چه دلالت به عدم تحقق علم خداوندى در گذشته مىكند ، ولى چنان كه گفتيم ، اين معنا يك مفاد لغوى محض است كه در تمام افعال خداوندى وارد شده است براى توضيح اين معنى اولا آياتى را در نظر مىگيريم كه علم خداوندى را
--> ( 1 ) سوره البقره ، آيهء 235 . . ( 2 ) سوره المزمل ، آيهء 20 . . ( 3 ) سوره التوبه ، آيهء 101 . .